الشيخ عباس القمي

74

يازده رساله ( فارسى )

مىكنى ؟ گفت : چهارصد حديث و بيشتر . گفت : راست بگو ، از من نترس ! گفت : پانصد و زيادتر . هارون روى كرد به محمد بن حسن ، گفت : تو چقدر روايت مىكنى از فضايل على ؟ گفت : هزار حديث يا بيشتر . پس روى كرد به ابى يوسف ، و گفت : تو چه مقدار از فضايل على عليه السلام مىدانى ؟ خبر ده مرا . گفت : يا اميرالمؤمنين اگر ترس نبود روايات ما در فضايل على عليه السلام زياده از آن است كه احصا شود . گفت : از كه مىترسى ؟ گفت : از تو و از حكام و عمال و اصحاب تو . گفت : تو در امانى ، خبر ده و مترس . گفت : آنچه من مىدانم از فضايل آن حضرت پانزده هزار خبر مسند و پانزده هزار حديث مرسل . پس هارون رو كرد به واقدى ، و گفت : تو چه مقدار مىدانى از فضايل على عليه السلام ؟ واقدى مثل ابى يوسف خبر داد ؛ پس هارون گفت : و لكن من فضيلتى از آن حضرت ديدم به چشم خود كه بزرگتر است از آنچه شماها در فضايل على عليه السلام نقل مىكنيد ؛ پس نقل كرد حكايت آن خطيب دمشقى را كه دشمن على عليه السلام بود و به آن حضرت ناسزا مىگفت ، و سگ شدن او را . « 1 » و امثال اين احاديث در كتب فضايل بسيار است . ابن شهر آشوب روايت كرده كه : اعرابيّه‌اى را در مسجد كوفه ديدند كه مىگفت اى آن كسى كه مشهورى در آسمان‌ها و مشهورى در زمين‌ها ، و مشهورى در آخرت ، سلاطين جور و جبابره

--> ( 1 ) ( . اصل حديث را در كتاب ) حلية الابرار ( و ) مدينة المعاجز ( سيد هاشم بحرانى ببينيد . )